Time in a bottle

اگه میتونستم زمان رو توی یه بطری نگه دارم...

اولین کاری که دوست داشتم انجام بدم...

اینه که تمام روزهارو نگه دارم

تا ابدیت به آخر برسه

فقط برای اینکه اونارو با تو بگذرونم.

اگه می تونستم کاری کنم روزها تموم نشن...

اگه میشد با حرف زدن آرزوهارو برآورده کرد...

تمام روزهارو مثه یه گنج نگه میداشتم وبعد...

بازم اونارو با تو سپری می کردم.

اما انگار هرگز زمان کافی نیست

تا کارهایی رو که دوست داری,وقتی پیداشون کردی,انجام بدی!

اون قدر اطرافم رو گشتم تا دونستم

که تو اونی هستی که

میخوام زمان رو باهاش بگذرونم...

 

قسمتی از ترجمه آهنگ قدیمی و گوش نواز: Time in a bottle

اثر:Jim Croce -- 1973

/ 8 نظر / 283 بازدید
آمد

چقدر قشنگ و باید گفت که حرف دلهست ممنون از این انتخاب و ترجمه قشنکی که گذاشتی

وحید53

زمان گوهر گرانبهای ست که به راحتی از دست می رود

شهید آیت

سلام همه ما شب انتخابی خواهیم داشت که به صف عاشورائیان بپیوندیم و یا از معرکه جهاد بگریزیم و در خون ولی خدا شریک باشیم. ان شاء الله در پناه حق و تا (تحقق) وعده الهی و یاری دولت ایشان خواهیم جنگید

الهام

سلام هستی جان! مرسی برای نوشته و آهنگ زیبایش...

آمد

بازم تونستی از این آهنگهای نابت بذار خوش سلیقه .

آمد

ممنون ازت که اومدی و پیشنهاد دادی برای عنوان مطلب و چون پیشنهادت سازنده بود به آن جامه عمل پوشاندم .[گل]

مـتـــــی

واقعا..کاش واقعا می شد زمان رو توی یه بطری نگه داشت .. من که تا حالا به ذهنم نرسیده بود مثلا ممکنه بشه زمان رو تو بطری نگه داشت ولی خب گاهی به ساعت برنارد خیلی فکر میکنم. مثلا اینکه اگه ساعت برنارد رو داشتم میتونستم هر روز بعد از دانشگاه برم خونه خودمون و دوباره صبح برگردم تهران و برم دانشگاه و .... [نیشخند]

فرهود

فکر کنم بدون این نوشته ها بمیریم و دعایی پشت سرمان نباشد گاهی دورتر از خودم زندگی می کنم دورتر از اتفاقی که به دوست داشتنت می رسد دوست عزیز دعوتید به خواندنم [گل]