من خدا را دارم...

من خدا را دارم،

کوله بارم بر دوش،

سفری می باید، تا ته کوچه دلتنگی ها،

سفری در پی یار، سفری بی همراه،

 گم شدن تا ته تنهایی محض، دل سپردن به مسیر،

 سازکم با من گفت:

هر کجا لرزیدی، از سفر ترسیدی،

تو بگو از ته دل، از ته دل ز درون، نه به آوای بلند، بلکه از عمق وجود،

من خدا را دارم،

..

من و سازم چندیست، که فقط با اوییم...

نقل از : "جهانگردی ارزان و خاطرات سفر"

/ 8 نظر / 17 بازدید
شهریار (سفرنویس)

http://www.shereno.ir/list/%D9%85%D9%86+%D8%AE%D8%AF%D8%A7+%D8%B1%D8%A7+%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85+%D9%83%D9%88%D9%84%D9%87+%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%85+%D8%A8%D8%B1+%D8%AF%D9%88%D8%B4.html

(ام.)

... چندین بار باید خواند و خواند و خواند .. سلام [گل] ..

آمد

یه جمله هم من دارم که دیدم خیلی نزدیک این نوشته زیبا هست که : گاهی برای ماندن باید رفت .

مرتضی

سلام وخسته نباشید من خدا را دارم.. باید تلاش کرد تا پروردگار مهربون از ما راضی باشه. حتی اگه تمام دنیاروازدست بدی امیدت به خدا باشه

متــــی

و خدایی که در آن نزدیکیست ... لای آن شب بوها ، پای آن کاج بلند ...