نمیشه!

بچه که بودم,هر کاری می کردن متوجه نمیشدم "نمیشه" یعنی چی!

مامانم میگفت:"به این دختر هرچی میگم نمیشه,با اون چشمای گرد شیطونش نگام میکنه,بعدم میره هرکاری دلش میخواد میکنه!" نیشخند

هیچوقت عجله نداشتم که بزرگ بشم آخرشم نشدم!اما اونایی که تو بچگیشون واسه بزرگ شدن انتظار کشیدن بعدا فهمیدن,که بزرگسالی همچین تحفه ای هم نبود!

فقط یه تغییراتی کردم,اونم اینه که متوجه شدم "نمیشه" وجود داره انگار!

اما اون بچه که هنوزم یه جایی همین جاها داره هرکاری دلش میخواد میکنه(!) بهم میگه "نمیشه" یه دروغه! اما "فعلا نمیشه" شاید راسته!

آره,هر کاری میکنم نمیشه که بشه ولی شاید یه روز شد!!!

/ 9 نظر / 9 بازدید
امیررضا

واسه منم تقریبا همینجوره منتظرم یه روزی اوضا خود به خود خوب بشه[لبخند]

آمد

يادش بخير كودكي .هنوز هم تا هنوزه كودك درونم رو به عشق اون موقع كودك نگه داشتم ايشالا كه هيچ وقت بزرگ نشه اين كودك درونم.

عطا

عشق به هر چیزی عین خواستنه.پس میشه اگر بخواهیم.نشدنی در کار نیست

فرهود

هستی عزیز ممنون که اینقدر صادقانه و زیبا می نویسی [گل]

فرهود

هستی عزیز به رسم دلت که همیشه مهربان است باز هم ممنون[گل]

بهزاد

سلام. می دونی چیه؟ من می گم نمی شه وجود نداره. اما باید ببینیم برای شدن نمی شه چه قیمتی رو باید پرداخت کنیم؟ اون موقع است که گاهی آدم ترجیح می ده نشه!!!

گلشن

هستی کاملا درسته [گل][گل] ممنونم هستی نمیشه اگر صبر کنی میشه[گل]

بهراد...@

دیگر نمی توانم به آینه بنگرم.... وقتی به چهره پر چین و چروک درونش خیره می شوم.... هیچ چیز نمی یابم...... جزء یک مشت واژه های شرمنده و رو سیاه...... که همگی گویایی یک جمله است...... سوختم و ساختم و تنها ماندم......