30\5\1393

اگه کسی که دوسش دارین از سرکار که برمیگرده براتون یه دونه هلو بیاره چه حسی دارین؟

اگه بیشتر روزا نصف ناهارشو برای شما جا بذاره چی؟

یا صبح نون بربری داغ و صبحونه بیاره دم خونتون و با عجله بره سرکار, چی باید بهش گفت؟ یه دستت دردنکنه,ممنون,متشکر...میتونه کافی باشه؟

...

توی این دنیای عجیب و رنگارنگ قدر این یکدونه هامونو بدونیم.شاید از گل های باقی مونده ی نسلی در حال انقراض باشن...

*خیلی شیرین بود خوشمزه

/ 18 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زردالو

من بغلش میکنم و میبوسمش. میگم مرسی و میگم دوستش دارم. میگم که چقدر خوشحال شدم. هر بار و هر بار... :)

آمد

ازخشکسال عاطفه بايد گذر کنيم درامتداد رود بايد سفر کنيم جاری شويم در دل يک کوير تاکی به بغض کهنه مرداب سرکنيم خود را رها کنيم درآِغوش آفتاب ازروزهای سرد حذر کنيم اينجا صدای رشد درختان شنيدنيست آغاز رويش است بيا بال وپرکنيم .

آمد

هوس کردم بچشم شیرینی این را

فریبرز

کامنت اشتباه بود.همون کامنت بدون نام پاک کنید لطفا

آمد

زمزمه من همیشه نگاه عشقه

الهام

سلام هستی جان! امیدوارم که حالت خوب خوب خوب باشه و شاد باشی...

زردالو

کامنتا رو میخوندم الان [نیشخند] * وقتی پست جدید نیست همین میشه دیگه کار ما [چشمک] هستی جان عکس کار خودتههههههههههههههههههههه؟ عااااااااااااااااااااااااااااااالــــــــــــــــــــــــــــــی [دست][تایید]