یه روز میاد که دیگه هیچی نمی نویسی.وبلاگت رو
گرد فراموشی پر کرده.چرا؟ نمیدونی! حرفی نداری بزنی؟ یا سکوت کردی که سرشار ازناگفته ها باشی؟!:-)

مگه وقتی هست که کسی مطلب تورو بخونه؟ اصلا مگه
همچینم توقعی داری؟

نه! همچین توقعی ندارم آخه اینهمه کتاب با مطالب عالی و انسانی
توو صف انتظارن واسه خونده شدن.بعضی ازاون کتابا نویسنده ش سالهاست که به رحمت خدا
رفته ولی کتابش هنوز توو صف انتظاره ولی "آدامس" برنده میشه و سرانه
فروشش از کتاب جلوتره! چقدر همیشه از آدامس لجم گرفته! وقتی شیرینیش تموم میشه فکم
از جویدنش درد میگیره.خیلی وقته که آدامس نخریدم ولی به جای بقیه ی پولم بهم داده
شده.شاید اینو گفتم که بگم من بیتقصیرم.ولی مگه ماهی چندتا کتاب میخونم؟ یه پیتزای
معمولی حدود20 تومنه.راحت میخرم و نوش جان میکنم.ولی وقتی یه کتاب 20
تومنی میبینم چیکارمیکنم؟ کتابای مونده توو صف انتظار کتابخونه کوچیکمون چی میگن؟!

شنیدم بعضی طرفدارای درختا میگن بهتره که کتابا
همه الکترونیکی بشن.من چشمام درد میگیره اونوقت دیگه اصلا نمیخونم. :-(

ولی پس چرا طرفدارای درختا تولید مبل چوبی رو
متوقف نمیکنن؟!

اصلا بیخیال! میگم هیچی ننویسم بهتره..