آمد عزیز منو به چالش کتابخوانی دعوت کرد و قراره درباره ی بهترین کتابی که خوندم بنویسم اما در هر دوره ای از زندگی,بهترین از نظرمن متفاوت بود.

تنها کتابی که همیشه نگهش داشتم و بارها خوندمش رمان ساده ایه که توی سن نوجوونی خوندم.شاید چیز خاصی نداشته باشه ولی برای من معنی متفاوتی از "درجای دیگر بودن" داره:

کتاب"سرزمین نخل های وحشی" نویسنده:"آنتونیتادیاس دمورایس"

آخرین کتابی هم که خوندم :

"سفرهای دورودراز" نویسنده:"برایان تریسی" مترجم:"مهدی قراچه داغی"

این کتاب جذاب درظاهر درباره سفرطولانی و پرماجرای نویسنده و دوستاشه ولی در باطن کتاب پیامهایی برای موفقیت داره و به نوعی سفر زندگیه.

و کتاب "گزیده ی فیه مافیه" به کوشش "دکترحسین الهی قمشه ای" تاثیر زیادی روی من گذاشت که از یه منظر میتونه بهترین باشه گرچه من با همه ی نوشته ها موافق نبودم.چشمک

قسمتهایی از اون رو در زیر می نویسم امیدوارم کتاب رو بخونید و استفاده کنید.

"علوم فقه و حکمت و منطق و نجوم و طب و غیره برای توست.چون تامل کنی,اصل توباشی و اینها همه فرع تو. چون فرع تورا چندین تفاصیل و عجایب و احوال وعالمهای بوالعجایب بینهایت باشد,بنگرکه تورا که اصلی چه احوال باشد."