من خدا را دارم،

کوله بارم بر دوش،

سفری می باید، تا ته کوچه دلتنگی ها،

سفری در پی یار، سفری بی همراه،

 گم شدن تا ته تنهایی محض، دل سپردن به مسیر،

 سازکم با من گفت:

هر کجا لرزیدی، از سفر ترسیدی،

تو بگو از ته دل، از ته دل ز درون، نه به آوای بلند، بلکه از عمق وجود،

من خدا را دارم،

..

من و سازم چندیست، که فقط با اوییم...

نقل از : "جهانگردی ارزان و خاطرات سفر"