Broken bicycles, old busted chains
With rusted  handle bars, out in the rain
Somebody must have an orphanage for
All these  things that nobody wants any more
September's reminding July
It's time to  be saying goodbye
Summer is gone, but our love will remain
Like old broken  bicycles out in the rain

Broken bicycles, don't tell my folks
There,s  all those playing cards pinned to the spokes
Laid down like skeletons out on  the lawn
The wheels won't turn when the other has gone
The seasons can  turn on a dime
Somehow I forget every time
For all the things that you've  given me will always stay
Broken, but I'll never throw them away

kiosk

 

شنیدن

با ترجمه ای زیبا اثر بهزاد(رنگین کمان خاکستری) :


دوچرخه شکسته,زنجیر چرخ شکسته کهنه

 با دسته های زنگ زده بیرون در باران

 کسی باید یتیم خانه ای برای

 همه این وسایلی که هیچکس دیگر آنها را نمی خواهد داشته باشد

سپتامبر,جولای را به خاطر می آورد

 زمان خداحافظی فرارسیده

 تابستان رفته است,ولی عشق ما

همانند دوچرخه شکسته در باران باقی مانده

دوچرخه شکسته,به مردمان من نگویید

 تمام کارت های بازی به پره های چرخ سنجاق شده

 و مانند اسکلتی روی چمن ها افتاده

 وقتی بقیه رفته اند چرخ ها دیگر نمی چرخند

 فصول بر اساس چرخش سکه ای می چرخند

 که من همیشه به گونه ای آن را فراموش می کنم

 برای تمامی چیزهای که تو به من دادی

 و همیشه شکسته باقی می مانند

 ولی من آنها را هرگز دور نخواهم ریخت